سوالی که بسیاری از مردم می پرسند این است اکنون که ایالات متحده امریکا و متحدانش در حال بستن بار خود برای عزیمت نهایی از افغانستان تا اواخر سال 2014 میلادی اند، این کشور به کدام سو روان خواهد بود؟ پیش از بررسی این سوال، این پرسش به این ربط می‌گیرد که سوال کنیم، افغانستان، امروزه و در دو سال آینده درکجا قرار خواهد داشت. پاسخ به پرسش دوم آن است که افغانستان همان وضع خراب دوران طولانی جنگ را ادامه خواهد داد. درست است که برخی شاخص های پیشرفت، نظیر آغاز تعلیم و تربیه دختران وجود داشته است؛ اما در فقدان یک محیط امن ملموس و اقتصادی، حتا این دستاوردهای کوچک، به آسانی، برگشت پذیرند. به عبارت دیگر، دشوار است که بر پایه هایی لرزان چنین شاخص ها قضاوت خود را متکی کرد.

بعد از 2014، افغانستان به کدام سو خواهد رفت؟

... البته، کسانی که برای آینده ی افغانستان بعد از خروج نیروهای امریکایی، برنامه ریزی می‌کنند استدلال خواهند کرد که گرچند، این کشور یکی از بی‌ثبات ترین و فقیرترین جوامع دنیاست، اما با آن هم از زمان حاکمیت طالبان و میزبانی رهبری القاعده که به حملات یازده سپتمبر در امریکا و شروع جنگ بر ضد تروریزم منجر شد، بهتر بوده است. اگر تروریزم مهارنمی شد، دوام تروریزم مورد حمایت القاعده سرکوب نمی شد. این مساله هم جای استدلال دارد که طی یک دهه عملیات نظامی امریکا آیا اصلا تروریزم مهار شده است و اگر شده تا چه اندازه مهار شده است. با همه ی این ها، این کشور در یک حالت پرمخاطره باقی مانده است.

با آن هم، کسانی که می خواهند تا خروج امریکا و متحدانش را از افغانستان ببینند، خوش باشند چرا که این تاریخ، چندان دور نیست. برای مثال، طالبان بر این باورند که تمام مشکلات افغانستان از اشغال این کشور توسط امریکا ریشه می گیرد. آن ها امیدوارند که با خروج نیروهای امریکایی، دولت کرزی فرو بپاشد و خود دوباره به قدرت بازگردند. اگرچه این کار ممکن است به این آسانی هم صورت نگیرد. تسلط طالبان بر بخش های شرقی و جنوبی افغانستان ممکن است که تقویت شود؛ جایی که آن ها از قبل هم در آن به شکل مستقیم و غیرمستقیم حضور داشته اند. در برخی مناطق هم آن ها در تماس نزدیک با عناصری از ارتش افغانستان قرار دارند که از رویارویی نظامی با آن ها خودداری کرده اند.

با آن هم، مهم است یادآور شد که طالبان، دسته‌ی یکسانی نیستند. برای مثال، حقانی‌ها به نظر نمی‌رسد که به اقتدار مرکزی طالبانی مثل ملاعمر و گروهش تن بدهند. آی اس آی پاکستان ممکن است که نقشی پیوند دهنده و میانجی گرانه با حمایت قابل توجهی برای نبرد با دشمن مشترک یعنی دولت کرزی بازی کند؛ اما چنان که نشست بین المللی حامیان افغانستان در جاپان نشان داد، حکومت کرزی یا جانشین وی بعد از خروج نیروهای امریکایی تنها نخواهند بود و دوستانی خواهند داشت مشتاق کمک اگرچه بی علاقه به ارسال سرباز. جدای از تعهد 16 ملیارد دالر کمک انکشافی برای 4 سال، امریکا و متحدانش احتمالا متعهد به یک کمک سالانه 4 ملیارد دالری برای حمایت از ارتش 352 هزار نفری افغانستان و پولیس این کشور ظرف ده سال آینده هستند.

این هم درست است که به علت وضع شکننده‌ی اقتصاد امریکا و اروپا، کمک اقتصادی و نظامی وعده داده شده ممکن است که پایدار نباشند. حتا در بهترین زمان ها، تعهدات و برآوردهای کمک به ندرت به حقیقت پیوسته اند. در حالی که اقتصاد کشورهای متعهد به کمک به افغانستان با انواع مشکلات رویاروست، این کشور بعد از خروج نیروهای امریکایی ممکن است خوش چانس باشد اگر مقادیر کافی برای تداوم وضع موجود دریافت کند. اما حتا با کاهش این تعهدات، ارتش و پولیس 350 هزار نفری افغانستان برای رویارویی با تهاجم طالبان بسیار سودمند خواهند بود. گرچند ارتش افغانستان احتمالا به معیارهای ارتش های نظامی دست نیابد، و امکان هم دارد که به حد طالبان، عزمش جزم نباشد، و متشکل از شمار زیادی از مردان جوان در کشوری است که فقر در آن، بیداد می کند. اگر چاره ای جز رفتن به پیش نباشد، به نظر نمی رسد ارتش به آسانی شکست بخورد. البته برخی از آن ها ارتش را ترک خواهند کرد و به طالبان خواهند پیوست و پاداش هم دریافت خواهند کرد؛ اما این گزینه‌ی بسیاری از آن ها نخواهد بود. این به معنای آن است که بسیاری ها در ارتش و پولیس افغانستان آن چه را که در حال حاضر دارند انکشاف خواهند داد. به عبارت دیگر، طالبان امکان ندارد به آسانی پیش رفته و قدرت را تسخیر کنند.

این طرح، البته فرض را بر آن می گذارد که یک حکومت معین و با ثبات بعد از خروج امریکایی ها، بر تمامی خاک این کشور مسلط نخواهد بود. البته، آن ها به نظر نمی رسند که کنترول موثری فراتر از شهرها داشته باشند. حتا در شهرها، شورشیان قادراند به حملات نمایشی در امن ترین نواحی کابل و قندهاردست بزنند. آن ها حتا ترتیبی دادند تا برادر ناتنی کرزی؛ والی قندهار و رییس شورای صلح کرزی و رییس جمهور سابق این کشور را بکشند.

با این وجود، ظرفیت شورشیان برای ایجاد هرج و مرج، به سود آن ها نیست چرا که مردم افغانستان آرزوی امنیت و ثبات دارند. هر منفعتی که طالبان ممکن است از این وضعیت بگیرند، این کشور را به آسانی به سمت جنگ داخلی کامل سوق داده و پشتون ها را در مقابل تاجیک ها، ازبک ها و دیگر اقلیت های قومی قرار خواهد داد؛ بویژه تاجیک ها، که ارتش عمدتا در سطح افراد رده بالا متشکل از آن هاست. در شرایط بعد از خروج نیروهای امریکایی، دکستر فیلکینز؛ گزارشگر نیویورکر به نقل از یک والی افغان می‌نویسد:« سخنان مرا به یاد داشته باشید، لحظه‌ای که امریکایی ها بروند، جنگ داخلی شروع خواهد شد. این کشور به 25 تا 30 منطقه تقسیم خواهد شد که هر کدام دولت مختص به خود را خواهد داشت».

فیلکینز در مورد ترازنامه‌ی دخالت ارتش امریکا درظرف یک دهه در افغانستان می نویسد:« ... با ختم 2014 وقتی که آخرین آمریکایی‌ها قرار است دست از جنگ بکشند، طالبان مغلوب نخواهند شد. یک دموکراسی به سبک غربی هم بر جای نمی ماند. اقتصاد این کشورمتکی به خود نخواهد شد... و این قمار خوبی است که حتا القاعده که ایالات متحده را در وهله اول به افغانستان آورد، به آن باور دارد». چنان که یکی از مشاوران امریکایی مبارزه با تروریزم به نیروهای امریکایی در افغانستان گفته است:« به نظر می‌رسد که ما فقط در تلاش خارج شدن از این کشور و اجتناب از یک فاجعه هستیم». این وضع بسیار دلتنگ‌کننده و خطرناکی برای افغان هاست تا با خود کنار آیند، امری که ممکن است سال ها وقت بگیرد تا از یک جنگ داخلی طولانی و کشدار جلوگیری کند.

در میانه همه‌ی این ها، پاکستان می‌خواهد که نقش قاطعی در افغانستان بعد از امریکایی ها بازی کند؛ چنان که پیش از اشغال نظامی امریکا در 11 سال پیش بازی می کرد. پاکستان یک نقش حیاتی در رساندن طالبان به قدرت بازی کرد؛ اما این کار کاملا به نفعش تمام نشد. پناه دادن طالبان به القاعده به 11 سپتمبر منجر شد که در عوض، به اشغال افغانستان انجامید و پاکستان را درست در وسط وضع نامعلومی قرار داد که هنوز ادامه دارد و به نظر می‌رسد که در دوران بعد از خروج نیروهای امریکایی هم به شکل یک جنگ داخلی دوامدار ادامه یابد. پاکستان با نسخه ی وطنی طالبان خود مشکل دارد. و اوضاع، وقتی که پاکستان برای تعیین روند وقایع به نفع خود موضع گیری کند، پیش از آن که بهتر شود احتمالا بدتر خواهند شد.

هم پوشانی طالبان در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان، پاکستان را بخشی از مساله غامض افغانستان می سازد که این کشور را بی ثبات تر خواهد ساخت. بنابراین، در دوره‌ی بعد از خروج امریکایی‌ها، اوضاع تا حد زیادی بستگی به آن خواهد داشت که پاکستان می تواند میان سیاست و جامعه‌ی خود و آن چه که در افغانستان در حال اتفاق افتادن است خطی بکشد. در غیر آن، پاکستان ممکن است که جان به در برد یا هم همراه با افغانستان غرق شود.

pic112

منبع: دیلی تایمز

برگردان: خسرو شایان

هفته نامه ائتلاف ملی

8 اسد 1391

 



موضوع :
سیاست روز ,